وقتی پیش از تمرین، تیونر را روی ۴۴۰ میگذاریم، کمتر به خودِ این عدد فکر میکنیم. انگار نت «لا» از ابتدا همین صدا را داشته است. اما کافی است کمی در تاریخ موسیقی عقب برویم تا ببینیم نوازندگان همیشه بر سر ارتفاع این نت توافق نداشتهاند؛ حتی گاهی در یک شهر.
منظور از «ارتفاع کوک» در این نوشته، مرجع کوک (reference pitch) است: فرکانسی که برای یک نت مشخص مبنا قرار میدهیم و سازها را بر اساس آن کوک میکنیم؛ مثلاً نت «لا»ی بالای دوی میانی روی ۴۴۰ هرتز. پایینآوردن این مرجع یعنی همان نت بمتر شنیده شود، نه آرامتر. این موضوع با انتخاب فاصلههای میان نتها، یا نظام تعدیل، تفاوت دارد.
بروس هینز در کتاب «تاریخ کوک اجرایی؛ داستانِ لا» این تفاوتها را از میان سازهای باقیمانده، اسناد، نوشتههای موسیقیدانان و پارتهای قدیمی دنبال میکند. آنچه پیدا میشود، مسیر سادهای از کوکِ پایین به کوکِ بالا نیست. دورهها، شهرها و حتی محلهای اجرا، مرجعهای متفاوتی داشتهاند.
وقتی تغییر کوک به خرید ساز رسید
در سال ۱۸۲۴، مدیران اپرای پاریس تصمیم گرفتند ارتفاع کوک ارکستر را پایین بیاورند. نگرانی اصلی، فشار بر صدای خوانندگان بود. کمیسیونی تشکیل شد و صدای دیاپازونها و سازهای قدیمی را با سازهای نوازندگان آن روز مقایسه کرد.
به روایت هینز، اجرای این تصمیم به خرید ۲۲ ساز بادی تازه، با هزینهٔ ۶٬۰۹۲ فرانک انجامید. نخستین اجرای ثبتشده با کوک جدید، در مارس ۱۸۲۵ و برای اپرای «آلْسِست» گلوک بود.
چرا خرید ساز لازم شد؟ چون امکان تغییر ارتفاع کوک در همهٔ سازها یکسان نیست. نوازندهٔ ساز زهی میتواند کشش سیمها را تغییر دهد، اما پایینآوردن محسوس کوکِ یک ساز بادی ممکن است تعادل نتهای آن را به هم بزند. مسئله فقط پایینتر شنیدهشدن یک «لا» نیست؛ ساز باید در سراسر گسترهٔ خود هم درست کار کند.
این تصمیم هم دائمی نماند. روسینی به کوک پایین اعتراض داشت و معتقد بود از درخشندگی و قدرت سازها کم میکند. تا سال ۱۸۲۹، کوک اپرای پاریس دوباره بالا رفته بود. آنچه برای خواننده آسودگی بیشتری فراهم میکرد، لزوماً انتخاب مطلوب آهنگساز نبود.
یک شهر، چند مرجع
در بخشهایی از اروپای دورهٔ باروک، ارتفاع کوکِ ارگ کلیسا با سازهای گروه یکسان نبود. برای همراهشدن، نوازندگان راهحلهای عملی داشتند: سازهای زهی را دوباره کوک میکردند، نوازندهٔ ارگ انتقال میداد، یا پارت بعضی سازها در گامی متفاوت نوشته میشد.
به همین دلیل، متفاوتبودن گامِ دو پارت قدیمی همیشه به این معنا نیست که قرار بوده صداهای متفاوتی شنیده شود. گاهی نوشتهها متفاوت بودند تا نتیجهٔ شنیداری هماهنگ باشد.
از همینجا میتوان فهمید چرا عبارتهایی مثل «کوک باروک» به توضیح بیشتری نیاز دارند. نمیتوان برای همهٔ موسیقیِ چند کشور و چند قرن، یک عدد واحد تعیین کرد.
پس ۴۴۰ چیست؟
۴۴۰ هرتز، مرجع مشترکی برای کوک است: قراردادی که به نوازندگان و سازندگان کمک میکند از نقطهای مشخص آغاز کنند. استاندارد بینالمللی ISO 16:1975 نیز فرکانس نت «لا»ی مرجع را ۴۴۰ هرتز تعیین میکند. این تعریف، به معنای اجرای همهٔ موسیقیها و همهٔ ارکسترها با همین عدد نیست.
ISO نام کوتاهِ «سازمان بینالمللی استانداردسازی» است. عدد ۱۶، شمارهٔ شناسایی این استاندارد است، نه مقدار فرکانس یا یک فاصلهٔ موسیقی؛ ۱۹۷۵ هم سال انتشار این نسخه از استاندارد را نشان میدهد.
تاریخ این نت یادآوری میکند که پشت عددِ روی تیونر، مسئلهای بسیار عملی وجود دارد: سازها چگونه کنار هم بنوازند، خواننده چگونه بخواند و گروه چگونه به صدایی هماهنگ برسد.
دفعهٔ بعد که دو اجرای یک اثر را با ارتفاع کوک متفاوت میشنویم، میتوانیم بهجای جستوجوی فوریِ نسخهٔ «درست»، دقیقتر گوش کنیم: این انتخاب چه تغییری در رنگ سازها، محدودهٔ صدای خواننده و حالوهوای اجرا ایجاد کرده است؟
منبع اصلی: بروس هینز، A History of Performing Pitch: The Story of “A”، انتشارات Scarecrow Press، ۲۰۰۲؛ بهویژه صفحات ۱۸۳ تا ۱۹۴ و ۳۳۰ تا ۳۳۲. این نوشته، بازنویسی آموزشی بر پایهٔ کتاب است، نه ترجمهٔ مستقیم آن.
برای تعریف مرجع ۴۴۰ هرتز: استاندارد ISO 16:1975. دربارهٔ سازمان: معرفی ISO.
تصویر: حکاکی داوید کنراد برای آغاز مجموعهٔ Geistreiche Gesangbuch، به ویراستاری کریستوف برنهارد، درسدن، ۱۶۷۶؛ بازنشرشده در صفحهٔ ۸۳ کتاب هینز. این تصویر مربوط به فضای موسیقی آن دوره است، نه ماجرای اپرای پاریس در سال ۱۸۲۵.
